کودکانه
سلام گلم
عشقم امیدم روحم
عزیزم این روزها حسابی بزرگ شدی به قدری که گاهی فکر میکنم این همون دختر کوچولوی منه
نازنینم عاشق شعر خوندن شدی بیشتر شعر هایی رو که برات می خونم حفظی و گاهی که بازی میکنی می شنوم که با زبون خودت برای عروسک ها می خونی اما وقتی مامان بهت می گه بخون میگی بلد نیسم
گل دخترم الان چند روز که سعی می کنی به مامان یا عروسکا حرف زدن یاد بدی مثلا به مامان می گی
ببو نینی=بگو نی نی
ببو آبی
ببو کیتاب=بگو کتاب
عاشق کتاب و مداد رنگی و دفتر و .....هر چی که بشه باهاش خط خطی کرد یا اول خوند و بعد پارش کرد هستی
عسلم سعی می کنی خودت رو مثل بزرگ تر ها جلوه بدی مثلا وقتی قرار بریم میون(بیرون)
هدیه به مادر:لباس پوشیدی
مادر :بله
هدیه:منم لباس پوشیدم
یا وقتی مادر داره کتاب می خونه
هدیه:کیتاب مادر کیتاب هدیده(هدیه)
هدیه :مادر کیتاب خرید(خوند) هدیده کیتاب خرید
چند تا رنگهارو یاد گرفتی مثل
آبی
ناینجی=نارنجی
زرد
صویتی،بنش=صورتی،بنفش البته این دو تارو قاطی می کنی
و با اسرار و زور سعی داری به همه بگی گیمز(قرمز)همون زرد
راستی امروز برات تراشه های الماس خریدم البته نمیدونم زود یا نه حالا فعلا شروع می کنم تا چی پیش بیاد
عزیزم فعلا دیگه چیزی یادم نمی یاد عاشقتم بوووووووووووووووووووووس
اینم هدیه خانم وقتی با مامان اکرم و پدر رفته بود باغ وحش



کودکانه
